نظر علي الطالقاني
155
كاشف الأسرار ( فارسى )
كند ، و چگونه شيرى باشد كه چون ببيند مصلحت در ترك رياست است رها كند ، و بالاتر از اين آنكه ببيند كه شخص گمنامى پيدا شد كه از او سزاوارتر است به رياست و او شهر رياست را به او واگذارد و در مجلس او به قصد تحصيل بنشيند و شاگردى او را قبول نمايد و از سرزنش مردم باك نداشته باشد و مصداق يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ 75 شود . اللّهم ارزقنا . هشتم [ معنى فتنه ] ، در سورهء مباركه تغابن است إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ 76 و لفظ فتنه يا به معنى فساد است و يا به معنى اختبار و آزمايش . در سورهء منافقين فرمود لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ 77 يعنى از ياد خدا ، و مراد ذكر لسانى نخواهد بود بلكه ذكر قلبى است كه لازم دارد ذكر لسانى را ، هم چنانچه در دعاى ابو حمزه فرمود بذكرك عاش قلبى 78 نفرمود عاش لسانى ، و چيزى كه هميشه در دل و ياد تو باشد و مدام در آينه دل او را بينى فرع اين است كه محبت و عشقى به او داشته باشى ، و هر چند از شدت عداوت هم صورت دشمن بسيار در دل جا گيرد ، و لكن بديهى است كه در اينجا نيز همان محبوب كه انتقام دشمن باشد در دل جا كرده و لحاظ دشمن به تبع وى آمده . پس معنى اينكه شما را بازندارد از محبت و ياد خدا اين است كه اموال و اولاد را دوست نداريد و محبت ايشان در دل نگيريد به طورى كه محبت خدا را كم كند يا العياذ باللّه فائق شود . باز در سوره تغابن است إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ 79 و مراد از عداوت ايشان ظاهر است كه همين بازداشتن از ياد خدا و آخرت است . پس معنى عداوت و بازداشتن و فتنه بودن ايشان همه يكى شد . يعنى دوستى ايشان در دل نگيريد و دلبستگى به ايشان نداشته باشيد . زيرا كه در سورهء آل عمران فرمود زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ 80 يعنى جلوه داده شده است در نظر مردم محبت خواهشها ، از زنان و پسران و اموال . پس باز مطلب همين شد كه آنچه فتنه و فساد است زير سر محبت اينها است نه خود اينها . بلى وجود خارجى اين اشياء و غير اينها از امور دنيويّه محرك آن محبتهاى فطرى است و آن رشته و سلسله را به جنبش آورد و آتش خاكسترزده را دامن زند و مشتعل سازد . معلوم است كه از ديدن معشوق عاشق را چه حالت روى دهد و پيدا شدن مادر ، با بره و طفل چه كند . از اين جهت است كه اين اشياء را و دنيا و ما فيها را فتنه و دشمن و